|
|
|
|
|
سلام بچه ها دلم خیلی براتون تنگ شده بود
مشخصات دقیق مهدی جوون رو براتون گرفتم باهم ببینیم متولد=۱۳۶۱ محل تولد=اصفهان قد=۸۰/۱ وزن=۷۲ مهدي سلوكي در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالي به نام گنجشك و ماه كاري از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقاي رئيس جمهور شركت جست و با سريال A«چراغهاي خاموشA» كاري از كاظم بلوچي چهره شد و در سريال A«روشنايي دشتA» كاري از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگي قرار است در سريالي ۹۰ قسمتي كه هنوز كليد نخورده و كاري است به كارگرداني كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزي و حديث فولادوند ايفاي نقش كند. ....................................................................................................................... ساعت ۲۵ فیلم ساعت ۲۵ یکی از میهمانان جشنواره بیست و پنجمین فیلم فجر است اما این فیلم رزرو بخش مسابقه هست بنابراین شاید شاهد حضورش در این بخش باشیم ...ساعت ۲۵ کاری ازمسعود آب پرورو است٬ تهیه کننده آن کمال طباطبایی است و بازیگرانی چون امین تارخ٬ علی طباطبایی٬ پریوش نظریه٬ شاهرخ فروتنیان٬ افسانه چهره آزاد و مهدی سلوکی عزیز در آن نقش ایفا کرده اند.خلاصه داستان :مردی پس از سال ها از اسارت بازمی گردد. او حافظه اش را تا حدی از دست داده. زنی او را همراهی می کند و به یادش می آورد که زمانی زن و فرزند داشته است. مرد درمی یابد که سال ها قبل به خاکش سپرده اند و زنش دوباره ازدواج کرده است. سراغ خانواده اش می رود، مشکلات پسر جوانش و پدرخوانده اش را می بیند. مانی ـ فرزندش ـ را از یک تصادف مرگبار نجات می دهد. پسر او را به عنوان پدر از دست رفته می پذیرد و |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:58 توسط مائده
|
|
||
|
|
|
|
|
در برنامه ی زنده رود محمد با مهدی صحبت می کرده واز او سوال کرده چند تا خواهر برادرید ومهدی لبخند زده وگفته از دار دنیا یک برادر بیشتر ندارم وبه مهدی گفته از تو بزرگتره ومهدی خندیده ومحمد به مهدی گفته جدی می گم از همه این سوال ها را می کنیم وبه همین صورت با او گفتگو می کرده واز این گفتگو ها فهمیدندچون رشته ی مهدی گرافیک است گاهگاهی نقاشی میکشه وبه دیوار اتاقش نصب می کنه.وازبازی در فیلم نر گس خیلی خوشحال واز بازی درفیلم ماچند نفر خیلی ناراحت است.(ماهم ناراحت هستیم) |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:38 توسط مائده
|
|
||
|
|
|
|
|
شایعه ها : مدتی بود که شایعه شده بود که مهدی سلوکی فوت کرده ... وقتی یکی از دوستان صمیمی اش به او زنگ میزند و صدایش را می شنود از شدت خوشحالی بخاطر زنده بودن مهدی گریه میکند ... با شایعه ی مرگش شهرتش دو جنداش شد البته خودش اول از شنیدن این شایعه شوکه شده بود ولی بعدا بسیار راضی به نظر میرسید ... |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:15 توسط مائده
|
|
||
|
|
|
|
|
مهدی سلوکی هنرمند محبوب تلویزیون که در حال حاضر سریال نرگس از ایشون در حال پخش از شبکه ی سوم سیما است .... که کمتر میشه باهاش در تماس بود و در واقع پیدا کردن او کار بسیار دشواری است خصوصیات اخلاقی :
بسیار یکدنده و لجباز .... بسیار مهربان . بعضی مواقع بد اخلاق . بی حوصله و بازیگوش . اعتماد به نفس بسیار بالایی دارد . زیاد خواب آلود نیست ولی معمولا سر قرارها دیر میرسد و تاحدودی بدقول است . پیتزا رو فقط با قارچ و پنیر دوست داره در ضمن نوشابه هم حتما باید زرد باشه . از خونه زیاد قهر میکند ولی هیچوقت به فرار فکر نکرده .... اولین ماشینش یک رنوی سفید رنگ بوده و بعد از آن یک پراید سفید خرید و الان هم یک 206 سبز دارد .... مادرش رو از همه بیشتر توی دنیا دوست دارد و بسیار خانواده دوسته . کشک بادمجان کرمانی ها رو خیلی دوست داره . عاشق شهر شیراز است . پرسپولیسی است از نوع تعصبی . دوست صمیمی فوتبالی اش رو علی انصاریان می دونه و می گوید که با او تلفنی صحبت می کند و از حال هم با خبر می شیم . !!! دختر های ایرانی رو بسیار سمج می دونه ولی امیدواره که اونها از این گفته ناراحت نشن !!! |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:13 توسط مائده
|
|
||
|
|
واسه من هیچکی تو دنیا مهدی خودم نمی شه |
|
|
رفتی و من باید باور کنم که
دیگر نیستی...
رفتنت را
دستهایم باور کرد...........
رفتنت را
چشمهایم باور کرد..........
رفتنت را
گونه هایم باور کرد..........
اما هیچگاه قلبم رفتنت را
باور نکرد...
آخرین حرفمو با اشک
مینویسم رو نگاهت...
برو مهربون خوبم
که خدا پشت و پناهت... |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:25 توسط مائده
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر میدانی در این جهان کسی هست که:
با دیدنش رنگ رخسارت تغییر میکند....
و صدای قلبت
آبرویت را به تاراج میبرد....
مهم نیست که :
او مال تو باشد .... ..... .........مهم این است که: .... ..... .............. باشد... ... ............... ........................ زندگی کند... ... .......... ......................................... لذت ببرد... .... ....... ..................................................... و نفس بکشد |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:22 توسط مائده
|
|
||
|
|
|
|
|
یادم باشد.........................................................
..... ...... من مائده ............. . . ... دختری بی بازگشت از افق گریه ها...................... ... ... دفتری مجازی نگاشته ام.................................... ... .. که شما ورق بزنید و زندگی ام را .......................... ئتئئ ... بخوانید..... ... یادم باشد....................................................... . . شانه هایم را تکیه گاه گریه هاتان کنم...................... ... ... اما............................................................... . . یادتان باشد که در روزهای تنهاییم......................... .. ئئئئ هیچ شانه ای ....... . دددد دددد تکیه گاه ... .. گریه های من نشد... . . هیچ شانه ای |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:17 توسط مائده
|
|
||
|
|
یه خبره داغ |
|
|
یه خبره داغ
محمد سلوکی ۲۰ مرداد ازدواج می کنه بالا خره مهدی جون زنداداش پیدا کرد |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:44 توسط مائده
|
|
||
|
|
مهدی جون تو بنزینه منـــــــــــی |
|
|
مهدی جون تو بنزینه منی
................................................................................ در اين قسمت ميخوام براتون مصاحبه ي مهدي جان رو بنويسم ٬ اميدوارم خوشتون بياد. نرگس براي مهدي جان حكم سكوي پرتاب دوباره را دارد. او كه مدتي كم پيدا بود اينك با يك مجموعه روتين هر شب مهمان خانه هاست و به خوبي در قالب بهروز جا افتاده است. روزي كه براي تهيه اين مصاحبه با مهدي جان تماس مي گيرند تازه از دندانپزشكي آمده بود و حالش مساعد نبود اما در كمال ارامش مي پذيرد تا به سئوالات پاسخ دهد. ما حصل يك گفتگوي كوتاه را با اين عزيز مي خوانيد: خب حس ميكنم ديگر همه با اسم و مشخصات شناسنامه اي من آشنا باشند مي خواهم اينبار بگويم مهدي سلوكي هستم يك جوون ايراني كه افتخار اين را دارد تا در عرصه ي هنر در خدمت مردم خوب كشورش باشد. از يك تماس ساده شروع شد ديدم نقش جاي كار خوبي دارد مي طلبيد رويش انرژي بگذارم براي همين قبول كردم. از آن دست نقشهايي بود كه مي توانست با تلاش صبر و حوصله يك كار متفاوت از آن درآورد. بله اگرچه فشردگي كار خستگي زيادي را به همراه داشت ولي نتيجه ي آن و استقبال مردم خالت لذتبخشي را به وجود آورده است و من آن را بسيار دوست دارم اگرچهفوت ناگهاني پوپك خاطره ي بدي را در ذهن همه ي ما حك كرد. فوق العاده مهربان بود خيلي آرام و خيلي خوب واقعا حيف شد نمي دانيد چه شوكي به گروه وارد شد اين ﺗﺄثير روح مهربان خود پوپك بود كه كار با موفقيت تمام شد. چقدر تجربه كار با او زيبا و شيرين بود. خيلي ها مي گويند كه نقش خوب از آب درآمده بعضي ها حرصشان از بهروز در مي آيد و بعضي ها دلشان برايش مي سوزد اما من هيچ خصوصيت مشتركي با او ندارم سعي كردم هر طور كه هست به قالب او نزديك شوم اما چرا شايد بتوان گفت من هم در زندگي ام تصميمات عجولانه اي گرفته ام. من خيلي از بهروز بهترم! (مي خندد) نمي دانم چطور بايد خودم را تعريف كنم ولي آدم مهرباني هستم يعني سعي ميكنم مهربان باشم. من نيستم كه موقعيتم را در اين كار بايد بگويم وقتي وارد گود هستي احاطه ي كامل به كل جايگاه نداري چون ديدت به دوروبرت است بايد كسي از بالا نگاه كند و جايگاه شما را مشخص كند اميدوارم حالا كه ابتداي راه هستم درست آمده باشم. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:37 توسط مائده
|
|
||
|
|
هیچکی مثه تو بلد نیست دلمـــو بســـــــــــوزونه |
|
|
هیچکی مثه تو بلد نیست دلمو بسوزونه
........................................................................................................ 15 مورد از زبان خود مهدي جان راجع به نرگس :
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:34 توسط مائده
|
|
||