تبليغاتX
مهدی ستاره دنیای من
مهدی ستاره دنیای من
ستاره آسمان من سلام
سلام بچه ها دلم خیلی براتون تنگ شده بود

مشخصات دقیق مهدی جوون رو براتون گرفتم باهم ببینیم

متولد=۱۳۶۱

محل تولد=اصفهان

قد=۸۰/۱

وزن=۷۲

مهدي سلوكي در سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنيا آمد، ديپلم خود را در مقطع گرافيك گرفت و در سال ۱۳۷۵ با كليپ سريالي به نام گنجشك و ماه كاري از گروه كودك، فعاليت خود را در تلويزيون آغاز كرد، سپس به دنبال آن در برنامه نيم رخ و آقاي رئيس جمهور شركت جست و با سريالچراغهاي خاموشكاري از كاظم بلوچي چهره شد و در سريالروشنايي دشتكاري از عبدالله باكيده هم شركت كرده است كه اين سريال هنوز پخش نشده و به تازگي قرار است در سريالي ۹۰ قسمتي كه هنوز كليد نخورده و كاري است به كارگرداني كيومرث پوراحمد به همراه دكتر عزيزي و حديث فولادوند ايفاي نقش كند.

كودكي او

وي در مورد كودكي خود مي گويد: دوران كودكي ام را خيلي دوست داشتم، همان طور كه مي دانيد در اصفهان به دنيا آمدم، اما پس از مدتي به تهران آمديم و بزرگ شده محله نارمك هستم و در اين بين چندين مرتبه ديگر به خاطر شغل پدرم به اصفهان رفتيم، البته پيش از به دنيا آمدن من، خانواده ام در تهران زندگي مي كردند، دوران كودكي ام مثل ساير پسر بچه ها به بازيگوشي مي گذشت، در كودكي آرزو داشتم خلبان شوم، نقاشي را هم خيلي دوست داشتم، استعداد زيادي داشتم، سعي مي كردم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دهم، اما نشد.
يكي از خاطرات با مزه من در كودكي يا شايد نوجواني مربوط مي شود به ۱۲ سالگي ام، كه روي سي و سه پل در حال دوچرخه سواري با يك موتور تصادف كردم و بيهوش شدم، بنده خدا پدر و مادرم تا دو روز از من بي خبر بودند و به تمام بيمارستان هاي شهر اصفهان سرك كشيدند تا اين كه مرا پيدا كردند.

بهترين مشوق هايم

بدون اغراق پدر و مادرم اولين مشوق هاي من بودند، آنها با فعاليت من در زمينه هنر هميشه موافق بودند و هيچ گاه مرا منع نكردند. و هميشه دوستان خوبي براي من بودند، در زندگي شخصي ام پدر و مادرم جزو بهترين دوستان من بودند و مي باشند. هم چنين تنها برادرم محمد... (گفتني است كه خانواده سلوكي از همين دو پسر تشكيل شده است).

خاطرات

ايفاي هنر هميشه داراي خاطرات خوب و بد است، يعني دنياي هنر بدون خاطره معنايي ندارد، مهدي سلوكي در مورد اين خاطرات مي گويد: A«فكر كنم مربوط به همين سريال چراغ هاي خاموش بود، ما در آن سريال روزي ۷، ۸ ساعت بايد جلوي دوربين بازي مي كرديم. در آن زمان موتوري زير پايم بود كه با آن به منزل مي رفتم، يك روز كه از صحنه فيلم برداري برمي گشتم، با پژو تصادف كردم و يك هفته كار خوابيد يك بار هم در سه صحنه روشنايي دشت، موتوري به من زد و فيلم برداري نيمه تمام ماند. در همان سريال يك بار هم هنگامي كه هوا بسيار سرد بود، داخل آب افتادم، خاطره اي بسيار زيبا بود كه هميشه در ذهن من مي ماندA».

آرزوهاي خوب

بزرگترين آرزويم در زمينه كاري ام مي باشد كه دوست دارم آدم موفقي در جامعه شوم، سعي كردم بيشتر خودم الگو باشم تا اين كه الگويي براي خود انتخاب كنم، دوست دارم آدمي باشم كه با بقيه فرق داشته باشمA».
از نگاه مهدي سلوكي رمز موفقيت چيست؟
فكر كنم اين بود كه نصيحت ها و راهنمايي هاي پدر و مادرم را با آغوشي باز پذيرفتم و هم چنين برادر بزرگترم را البته در زمينه هنري هم نبايد راهنمايي هايكاظم بلوچيكارگردان چراغهاي خاموش را ناديده گرفت كه كمك هاي شاياني به من كرد. اما به طور كلي از نظر من انساني موفق است كه اطلاعات عمومي بالايي در همه زمينه ها داشته باشد.

هنر، استعدادي ذاتي است

هنر، از نگاه مهدي سلوكي چيست؟
هنر يك نوع استعداد ذاتي در انسان است، كه در اكثر آدم ها وجود دارد و انسان ها هر يك به نوعي در خود استعدادهايي دارند كه بايد آنها را شناخته و سپس پرورش دهندA».
آيا خود او هم به كارهاي هنري مي پردازد؟
همان طور كه گفتم به نقاشي علاقه زيادي دارم، از اين رو بعضي اوقات كارهاي گرافيكي انجام مي دهم، با يكي از دوستانم گالري نقاشي برگزار كرديم، به نامگالري سحرآميز، كه انواع و اقسام نقاشي هاي رنگ روغن، نقاشي روي پوست و هم چنين نقاشي هاي رئال در آن به نمايش گذاشتيم، البته با كمك دوستان...A» فكر مي كنيد كه مهدي سلوكي به جز هنر بازيگري به كاري مي پردازد؟
با برادرم دفتر مونتاژ فيلم داريم كه از اين كار بسيار راضي هستيمA».

پرسپوليسي ام

خيلي عجيب است، معمولا" هنرمندان بيشتر نمي گويند كه طرفدار چه تيمي هستند، اما مهدي سلوكي عكس ديگر همكارانش عمل كرد: A«طرفدار دو آتيشه پرسپوليسم، بهترين بازيكنان ايراني هم به نظر من علي كريمي و احمدرضا عابدزاده هستند، از تيم هاي خارجي هم طرفدار رئال مادريد هستمA».
و حال در زمينه هنر: A«بهترين فيلم به نظر من رنگ خدا است و بهترين فيلم خارجي، جنايت و مكافات، بهترين سريال: شب دهم، بهترين بازيگر مرد و زن ايراني: محمدرضا فروتن و كتايون رياحي و از خارجي ها، بايد به تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كنم. بهترين كارگردان ايراني، مسعود كيميايي و كارگردان خارجي مارتين اسكورسيزي است

.......................................................................................................................

ساعت ۲۵

فیلم ساعت ۲۵ یکی از میهمانان جشنواره بیست و پنجمین فیلم فجر است اما این فیلم رزرو بخش مسابقه هست بنابراین شاید شاهد حضورش در این بخش باشیم...

ساعت ۲۵ کاری ازمسعود آب پرورو است٬ تهیه کننده آن کمال طباطبایی است و بازیگرانی چون امین تارخ٬ علی طباطبایی٬ پریوش نظریه٬ شاهرخ فروتنیان٬ افسانه چهره آزاد و مهدی سلوکی عزیز در آن نقش ایفا کرده اند.

خلاصه داستان:

مردی پس از سال ها از اسارت بازمی گردد. او حافظه اش را تا حدی از دست داده. زنی او را همراهی می کند و به یادش می آورد که زمانی زن و فرزند داشته است. مرد درمی یابد که سال ها قبل به خاکش سپرده اند و زنش دوباره ازدواج کرده است. سراغ خانواده اش می رود، مشکلات پسر جوانش و پدرخوانده اش را می بیند. مانی ـ فرزندش ـ را از یک تصادف مرگبار نجات می دهد. پسر او را به عنوان پدر از دست رفته می پذیرد و

2 نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 17:58 توسط مائده |

در برنامه ی زنده رود محمد با مهدی صحبت می کرده واز او سوال کرده چند تا خواهر برادرید ومهدی لبخند زده وگفته از دار دنیا یک برادر بیشتر ندارم وبه مهدی گفته از تو بزرگتره ومهدی خندیده ومحمد به مهدی گفته جدی می گم از همه این سوال ها را می کنیم وبه همین صورت با او گفتگو می کرده واز این گفتگو ها فهمیدندچون رشته ی مهدی گرافیک است گاهگاهی نقاشی میکشه وبه دیوار اتاقش نصب می کنه.وازبازی در فیلم نر گس خیلی خوشحال واز بازی درفیلم ماچند نفر خیلی ناراحت است.(ماهم ناراحت هستیم)

2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:38 توسط مائده |

 

شایعه ها :

مدتی بود که شایعه شده بود که مهدی سلوکی فوت کرده ... وقتی یکی از دوستان صمیمی اش به او زنگ میزند و صدایش را می شنود از شدت خوشحالی بخاطر زنده بودن مهدی گریه میکند ... با شایعه ی مرگش شهرتش دو جنداش شد البته خودش اول از شنیدن این شایعه شوکه شده بود ولی بعدا بسیار راضی به نظر میرسید ...

2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:15 توسط مائده |

 

مهدی سلوکی هنرمند محبوب تلویزیون که در حال حاضر سریال نرگس از ایشون در حال پخش از شبکه ی سوم سیما است ....  که کمتر میشه باهاش در تماس بود و در واقع پیدا کردن او کار بسیار دشواری است .... و اکثر مواقع گوشی اش روی منشی است ....

 

خصوصیات اخلاقی :

 

بسیار یکدنده و لجباز .... بسیار مهربان . بعضی مواقع بد اخلاق . بی حوصله و بازیگوش . اعتماد به نفس بسیار بالایی دارد . زیاد خواب آلود نیست ولی معمولا سر قرارها دیر میرسد و تاحدودی بدقول است . پیتزا رو فقط با قارچ و پنیر دوست داره در ضمن نوشابه هم حتما باید زرد باشه .  از خونه زیاد قهر میکند ولی هیچوقت به فرار فکر نکرده  .... اولین ماشینش یک رنوی سفید رنگ بوده و بعد از آن یک پراید سفید خرید و الان هم یک 206 سبز دارد .... مادرش رو از همه بیشتر توی دنیا دوست دارد و بسیار خانواده دوسته .  کشک بادمجان کرمانی ها رو خیلی دوست داره . عاشق شهر شیراز است . پرسپولیسی است از نوع تعصبی . دوست صمیمی فوتبالی اش رو علی انصاریان می دونه و می گوید که با او تلفنی صحبت می کند و از حال هم با خبر می شیم .

!!! دختر های ایرانی رو بسیار سمج می دونه ولی امیدواره که اونها از این گفته ناراحت نشن !!!

2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 9:13 توسط مائده |

واسه من هیچکی تو دنیا مهدی خودم نمی شه
 رفتی و من باید باور کنم که

 

                                              دیگر نیستی...

 

          رفتنت را

 

                     دستهایم باور کرد...........

 

          رفتنت را

 

                     چشمهایم باور کرد..........

 

          رفتنت را

 

                     گونه هایم باور کرد..........

 

 

          اما هیچگاه قلبم رفتنت را

 

                                                   باور نکرد...

 

          آخرین حرفمو با اشک

                       

                                           مینویسم رو نگاهت...

 

         برو مهربون خوبم

 

                                           که خدا پشت و پناهت...

2 نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:25 توسط مائده |

اگر میدانی در این جهان کسی هست که:

 

 

         با دیدنش رنگ رخسارت تغییر میکند....

 

 

و صدای قلبت

 

 

            آبرویت را به تاراج میبرد....

 

 

مهم نیست که :

 

 

                  او مال تو باشد

....

.....

.........مهم این است که:

....

.....

..............        باشد...

...

...............

........................         زندگی کند...

...

..........

.........................................          لذت ببرد...

....

.......

.....................................................         و نفس بکشد

2 نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:22 توسط مائده |

یادم باشد.........................................................

.....

......

       من   مائده       .............                                       

.

. ...

     دختری بی بازگشت از افق گریه ها......................

...

...

    دفتری مجازی نگاشته ام....................................

...

..

       که شما ورق بزنید و زندگی ام را ..........................

ئتئئ

...

                                                 بخوانید.....

...

 یادم باشد.......................................................

.

.

        شانه هایم را تکیه گاه گریه هاتان کنم......................

...

...

اما...............................................................

.

.

       یادتان باشد که در روزهای تنهاییم.........................

..

ئئئئ

       هیچ شانه ای .......                         .             

دددد

دددد                      

         تکیه گاه        

...

..

                                         گریه های من نشد...

.

.

هیچ شانه ای

2 نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:17 توسط مائده |

یه خبره داغ
یه خبره داغ

محمد سلوکی ۲۰ مرداد ازدواج می کنه بالا خره مهدی جون زنداداش پیدا کرد

2 نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 3:44 توسط مائده |

مهدی جون تو بنزینه منـــــــــــی
                       مهدی جون تو بنزینه منی

................................................................................

در اين قسمت ميخوام براتون مصاحبه ي مهدي جان رو بنويسم ٬ اميدوارم خوشتون بياد.

 

نرگس براي مهدي جان حكم سكوي پرتاب دوباره را دارد. او كه مدتي كم پيدا بود اينك با يك مجموعه روتين هر شب مهمان خانه هاست و به خوبي در قالب بهروز جا افتاده است. روزي كه براي تهيه اين مصاحبه با مهدي جان تماس مي گيرند تازه از دندانپزشكي آمده بود و حالش مساعد نبود اما در كمال ارامش مي پذيرد تا به سئوالات پاسخ دهد. ما حصل يك گفتگوي كوتاه را با اين عزيز مي خوانيد:

 

 

خودت را چطور معرفي ميكني؟

خب حس ميكنم ديگر همه با اسم و مشخصات شناسنامه اي من آشنا باشند مي خواهم اينبار بگويم مهدي سلوكي هستم يك جوون ايراني كه افتخار اين را دارد تا در عرصه ي هنر در خدمت مردم خوب كشورش باشد.

 

چطور براي كار نرگس انتخاب شدي؟

از يك تماس ساده شروع شد ديدم نقش جاي كار خوبي دارد مي طلبيد رويش انرژي بگذارم براي همين قبول كردم. از آن دست نقشهايي بود كه مي توانست با تلاش صبر و حوصله يك كار متفاوت از آن درآورد.

 

گويا از كار راضي هستي!

بله اگرچه فشردگي كار خستگي زيادي را به همراه داشت ولي نتيجه ي آن و استقبال مردم خالت لذتبخشي را به وجود آورده است و من آن را بسيار دوست دارم اگرچهفوت ناگهاني پوپك خاطره ي بدي را در ذهن همه ي ما حك كرد.

 

پوپك را چطور مي ديدي؟

فوق العاده مهربان بود خيلي آرام و خيلي خوب واقعا حيف شد نمي دانيد چه شوكي به گروه وارد شد اين ﺗﺄثير روح مهربان خود پوپك بود كه كار با موفقيت تمام شد. چقدر تجربه كار با او زيبا و شيرين بود.

 

چقدر با بهروز احساس نزديكي مي كردي؟

خيلي ها مي گويند كه نقش خوب از آب درآمده بعضي ها حرصشان از بهروز در مي آيد و بعضي ها دلشان برايش مي سوزد اما من هيچ خصوصيت مشتركي با او ندارم سعي كردم هر طور كه هست به قالب او نزديك شوم اما چرا شايد بتوان گفت من هم در زندگي ام تصميمات عجولانه اي گرفته ام.

 

با اين حساب مهدي سلوكي چطور آدمي است؟

من خيلي از بهروز بهترم! (مي خندد) نمي دانم چطور بايد خودم را تعريف كنم ولي آدم مهرباني هستم يعني سعي ميكنم مهربان باشم.

 

خودت را در بازيگري كجا مي بيني؟

من نيستم كه موقعيتم را در اين كار بايد بگويم وقتي وارد گود هستي احاطه ي كامل به كل جايگاه نداري چون ديدت به دوروبرت است بايد كسي از بالا نگاه كند و جايگاه شما را مشخص كند اميدوارم حالا كه ابتداي راه هستم درست آمده باشم.

2 نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:37 توسط مائده |

هیچکی مثه تو بلد نیست دلمـــو بســـــــــــوزونه
                           هیچکی مثه تو بلد نیست دلمو بسوزونه

........................................................................................................

15 مورد از زبان خود مهدي جان راجع به نرگس :

 

تمام نقشهايم تا كنون نكات مشتركي داشته اند از جمله پر شر و شور بودن سر به هوا عصيانگر كله شق داراي وضعيت خانوادگي خوب تنها تفاوت اينست كه براي اولين بار ارتباط با همسر را تجربه كرده ام.

 

بهروز دور از مهدي است چون مانند او كله شق و خودخواه نيستم و اصلا توي روي پدر و مادر نايستاده ام و مثل بهروز رفيق باز نيستم.

 

براي بازي در اين سريال با مراجعه به دوستان و آشناياني كه زود ازدواج كرده بودند مي خواستم حال و هواي كساني را كه در عنفوان جواني تن به اين مسئله مي دهند را دريابم.

 

بازي در كنار آقاي پورشيرازي و خانم مهين ترابي خيلي خوب بود.

 

گريه هايم در سريال نرگس رئال بودند و من واقعا اشك مي ريختم.

 

قصه ي نرگس دوره ي 4 ساله ي زندگي بهروز است كه تنها كاري بود كه واقعا سير بزرگ شدن خود را در آن ديدم.

 

نمي دانم چرا اسمش را نرگس گذاشتند.

 

لابه لاي تلفن ها چند نفري نسبت به انتخاب عاطفه نوري اعتراض داشتند و مي گفتند چهره ي من و ايشان به هم نمي خورد من اينرا كه ارتباط چهره اي برقرار نشده است ميپذيرم.

 

سريال نرگس دقيقا 78 قسمت است.

 

اوايل من و عاطفه نوري از هم خجالت مي كشيديم اما توي جلسات دورخواني به لطف كمكهاي پوپك خجالتمان ريخت.

 

مدل موي بهروز شلخته است و در تلويزيون نمي توان از مدل موهاي مد استفاده كرد.

 

سريال نرگس اصلا موسيقي قوي ندارد.

 

توي سريالهاي روتين به خاطر تعدد سكانسها و تايم كم نمي شود براي تمام سكانسها به يك اندازه مايه گذاشت.

 

در بعضي از سكانسها واقعا از آقاي پورشيرازي مي ترسيدم.

 

گوش به فرماني بهروز حسادت اكثر خانمها را در آورده است.

 

 

 

2 نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:34 توسط مائده |

Powered By
BLOGFA.COM

..." width=100 height=46 type=application/octet-stream autostart="false" loop="true

لينک های جالب

لينک های جالب